صاحبقرانی
شنبه 22 آبانماه سال 1389 ساعت 02:10 ب.ظ
ای شهید! مگر چه می بینی که این چنین شاد و مسروری؟ لبخند بزن دلاور! لبخند بزن بر آنچه به آن دست یافته ای. لبخند بزن که آنچه وعده الهی بود، به حقیقت پیوسته است. لیخند بزن به فرشتگان مقربی که به استقبالت آمده اند. به همرزمان شهیدت. به امام شهدا... لبخند بزن به ما که چشم به شفاعت تو دوخته ایم.تورا بخدا مراهم یادی کنید که ما جامانده از غافله ایم........
صاحبقرانی
دوشنبه 24 آبانماه سال 1389 ساعت 09:17 ق.ظ
زندگی زیباست زندگی زیباست ، اما شهادت از آن زیبا تر است . سلامت تن زیباست اما پرنده عشق ، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند . و مگر نه آنکه گردن هارا باریک آفریده اند تا در مقتل کربلای عشق آسانتر بریده شوند . و مگر نه آنکه از پسر آدم عهدی ازلی ستاندند که حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد . و مگر نه آنکه خانه تن، راه فر سودگی می پیماید تا خانه روح آباد شود .
و مگر این عاشق بی قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی که کره زمین باشد برای ماندن در استبل خواب و خول آفریده اند و مگر از درون این خاک اگر نردبانی به آسمان نباشد جز کرم هایی فربه و تن پرور ، بر می آید. ای شهید ، ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش ...
سید شهیدان اهل قلم
شهید سید مرتضی آوینی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ای شهید! مگر چه می بینی که این چنین شاد و مسروری؟
لبخند بزن دلاور!
لبخند بزن بر آنچه به آن دست یافته ای.
لبخند بزن که آنچه وعده الهی بود، به حقیقت پیوسته است.
لیخند بزن به فرشتگان مقربی که به استقبالت آمده اند. به همرزمان شهیدت. به امام شهدا...
لبخند بزن به ما که چشم به شفاعت تو دوخته ایم.تورا بخدا مراهم یادی کنید که ما جامانده از غافله ایم........
زندگی زیباست
زندگی زیباست ، اما شهادت از آن زیبا تر است .
سلامت تن زیباست اما پرنده عشق ، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند .
و مگر نه آنکه گردن هارا باریک آفریده اند تا در مقتل کربلای عشق آسانتر بریده شوند .
و مگر نه آنکه از پسر آدم عهدی ازلی ستاندند که حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد .
و مگر نه آنکه خانه تن، راه فر سودگی می پیماید تا خانه روح آباد شود .
و مگر این عاشق بی قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی که کره زمین باشد برای ماندن در استبل خواب و خول آفریده اند و مگر از درون این خاک اگر نردبانی به آسمان نباشد جز کرم هایی فربه و تن پرور ، بر می آید.
ای شهید ، ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش ...
سید شهیدان اهل قلم
شهید سید مرتضی آوینی